تعداد روشها و اصطلاحات موجود در بازار فارکس ممکن است در ابتدا کمی گیجکننده باشند اما برای شروع نیاز است تمامی موارد را یک جا یاد بگیرید.
منطقیترین کار برای آموزش فارکس از صفر این است که ابتدا با چگونگی معاملات فارکس آشنا شوید، سپس سراغ مفاهیم، اصطلاحات پایه، روشهای تحلیل بازار و ساخت استراتژی معاملاتی بروید.
بخشی از مفاهیمی موجود در بازار فارکس عبارتند از: پیپ(Pip)، لات(Lot)، لوریج(Leverage)، تحلیل تکنیکال(Technical Analysis) و مدیریت ریسک(Risk Management) و دهها مفهوم دیگر که در ادامه راهنما با تک تک آنها آشنا میشویم. اما در ابتدا سراغ سازوکار بازار فارکس میرویم و بررسی میکنیم که معاملات در این بازار به چه صورت انجام میشوند.
فارکس(Forex) یا تبادل ارز دیجیتالی روشی است که در آن یک ارز به ارز دیگر تبدیل میشود. بازار فارکس خارج از بازار بورس(OTC) فعالیت میکند و یک صرافی واحد نیست. در این بازار، ارزها به صورت الکترونیکی و توسط خود معاملهگران و زیر نظر شبکه جهانی بانکها مبادله میشود. قیمتها در فارسک به صورت جفتارز نشان داده میشوند. بهطور مثال، EUR/USD مخفف یورو و دلار است که ارزششان در مقابل هم سنجیده میشود. مثلا:
EUR/USD= 1/10
در این مثال، یورو به عنوان ارز پایه (Base Currency)و دلار ارز مظنه(Quote Currency) خوانده میشود و ارزش هر یورو برابر با 1.10 دلار است.
به طور کلی، عواملی گوناگونی مانند نرخ بهره رایج، بیکاری، تورم میتوانند روی بازار فارکس تاثیر بگذارند. اما یکی دیگر از این عوامل که ممکن است روی بازار فارکس موثر باشد، افزایش عرضه و تقاضا است. در همان مثال بالا، اگر تقاضا برای دلار آمریکا بالا برود، معاملهگران یوروهای خود را به دلار تبدیل میکنند. در چنین شرایطی، هرچه ارزش یورو نسبت به ارزش دلار آمریکا کاهش پیدا میکند.
در نتیجه، خرید در بازار فارکس زمانی صورت میگیرد که معاملهگر امکان بدهد که قیمت یک جفت ارز قرار است افزایش پیدا کند. در مقابل، اگر انتظار کاهش قیمت داشته باشد، شروع به فروش میکند.
برای شروع معامله یا تحلیل در بازار فارکس نیاز است با اصطلاحات و مفاهیم پایه آشنا شوید. در این بخش، به طور کامل به توضیح هر کدام از این مفاهیم میپردازیم:
در بازار فارکس، پیپ(Pip) نشان دهنده نوسانات کوچک قیمت است. به عنوان مثال، اگر قیمت جفت ارز EUR/USD از 1.20160 به 1.20170 تغییر کند، یعنی دلار آمریکا نسبت به یورو یک پیپ افزایش داشته است. در واقع، پیپ همان رقم چهارم بعد از اعشار است.
اما زمانی که ارز مقابل ین(JPY) باشد، به استثناء رقم دوم بعد از اعشار را به عنوان پیپ در نظر میگیریم. دلیل این استثنا، تفاوت مقیاس قیمتگذاری ین است. به طور مثال، در جفت ارز USD/JPY اگر قیمت از 145.20 به 145.21 تغییر کند، یعنی یک پیپ افزایش داشتیم.
علاوه بر پیپ، اصطلاح دیگری با عنوان پیپت(Pipette) وجود دارد. پیپت کوچکترین واحد تغییر قیمت است. اگر رقم اعشار یک جفت ارز پنج رقم اعشار باشد، به آن رقم پنجم پیپت میگویند. به طور مثال، اگر مظنه جفت ارز EUR/USD از 1.10500 به 1.10501 تغییر کند، این تغییر را یک پیپت در نظر میگیریم. هر 10 پیپت، یک پیپ است.
نکته: برای جفت ارزهایی که ین ژاپن ارز مقابل باشد، رقم سوم بعد از اعشار پیپت شناخته میشود.
در قسمت قبل گفتیم که تغییر ارزش جفت ارزها با پیپ نشان داده میشود، اما پیپها معیارهای بسیار کوچکی برای اندازهگیری معاملات هستند. بنابراین، برای استانداردسازی اندازه یک معامله در فارکس از لات(Lot) کمک میگیریم.
معاملهگران میتوانند با کمک لات، حرکات کوچک را به دستههای بزرگتری تبدیل کنند. به طور کلی، لاتها به چهار دسته استاندارد، مینی، میکرو و نانو تقسیم میشوند که رایجترین اندازه هر لات عبارتند از:
برای درک بهتر به مثال زیر توجه کنید:
فرض کنید در جفت ارز EUR/USD، یورو به عنوان ارز پایه است. در این جا، اندازه لات مشخص میکند که در معامله چه مقدار یورو قرار دارد:
بنابراین، اگر گفته شود که «1 مینی لات EYR/USD» منظور این است که حجم معامله 10.000 یورو است.
اهرم(leverage) مکانیزمی است که با کمک آن معاملهگر میتواند با سرمایه کم خود، موقعیتی بزرگی را در بازار ارز خارجی ایجاد کند. اهرمها به صورت نسبت بیان میشوند. به عنوان مثال، نسبت اهرم 1:20 یعنی معاملهگر میتواند با 1000 دلار،موقعیتی به ارزش 20.000 باز کند.
1000 × 20 = 20/000
باید توجه داشت که اهرم همان اندازه که میتواند سود را چند برابر کند، زیان بیشتری هم میتواند برای معاملهگر متحمل شود. بنابراین، معاملهگر قبل از استفاده از اهرم باید برای مدیریت ریسک خود استراتژی را اتخاذ کند.
به مقدار وجهی که معاملهگر برای باز کردن یک معامله پرداخت میکند، مارجین(Margin) میگویند. به عبارت دیگر، مارجین یک نوع وثیقه یا وجه تضمین در معامله است.
مارجین و اهرم مفهومی مشابه دارند اما به صورت یکسان عمل نمیکنند. در قسمت قبل گفتیم که اهرم مکانیزمی برای افزایش سود یا زیان است، اما مارجین سپردهای برای ایجاد حساب است که به حفظ موقعیت اهرمی کمک میکند و کسری کل اندازه معامله را نمایش میدهد.
در اغلب معاملات جفت ارزهای پر نوسان، مارجین بیشتری هم پرداخت میشود. بنابراین، باید توجه داشت که مارجین قادر به پیشبینی کل ریسک بازار نیست و اگر بازار حرکتی مخالف جهت انتظارات داشته باشد، ممکن است مبلغ زیادی از دست برود.
همچنین، هرچه در یک معامله اهرم بزرگتری استفاده شود، مقدار مارجین کمتری برای یک موقعیت مشخص خرج میشود. به طور مثال، اگر ارزش یک معامله برابر با 1000 دلار باشد و اهرم آن 1:10 باشد، مارجین موردنیاز برابر با 100 دلار میشود.
ارزش معامله ÷ اهرم = مارجین موردنیاز
100 = 10 ÷ 1000
دقت داشته باشد که عواملی مانند نرخ تبدیل، حجم معامله و الزامات بروکر برمقدار مارجین موردنیاز تاثیر دارند.
به اختلاف میان قیمت خرید(ASK) و فروش(BID)، اسپرد(Spread) گفته میشود. اندازهگیری تغییرات اسپرد با حرکات کوچک قیمت(Pip) نشان داده میشود.
به زبان ساده، فرمول محاسبه اسپرد در فارکس به شرح زیر است:
ASK – BID = Spread
به عنوان مثال، اگر جفت ارز EUR/USD با قیمتهای 1.3091 و 1.3089 معامله شوند، اسپرد به این صورت محاسبه میشود:
0.0002 = 1.3089 – 1.3091
یعنی اختلاف بین قیمت خرید و فروش برابر با 2 پیپ است.

برای تحلیل بازار دو روش اصلس وجود دارد: تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال.
تحلیل تکنیکال بر پایه این اصل استوار است که میتوان با بررسی نمودار و رفتار گذشته قیمت، روندها و الگوها را پیشبینی کرد. اما برای این ادعا هیچ تضمینی وجود ندارد. بنابراین، نمیتوان از تحلیل تکنیکال به تنهایی استفاده کرد. در مقابل، تحلیل بنیادی به بررسی عوامل اقتصادی و سیاسی مانند نرخ بهره و تورم تاکید دارد.
افراد تازهکار بهتر است مسیر خود را از آموزش خواندن نمودار، کندلها، روند، سطح حمایت و مقاومت شروع کنند و بعد سراغ عوامل بنیادی و دادههای اقتصادی بروند.
با تمام اینها، همچنان نمیتوان قطعیتی برای درستی تحلیلها قائل شد، بلکه هدف تحلیلها صرفا این است که معاملهگر بتوانند براساس اطلاعات موجود، آینده احتمالی بازار را بررسی کنند.
بازار روی یک منوال پیش نمیرود، برای همین هم معاملهگران باید قبل از شروع معاملات مشخص کنند که چه مقدار از سرمایه ممکن است در معرض خطر قرار بگیرد. اهمیت این مدیریت ریسک در معاملات اهرمی دوچندان است، چون میزان زیان در این نوع معاملات میتوانند سریعتر بزرگ شوند.
معاملهگر برای آنکه میزان زیان را کنترل کند، میتواند یک حدی را به عنوان حد ضرر(Stop Loss) تعیین کند تا میزان زیان را محدود کند و در صورت لزوم معامله را ببند.
یکی دیگر از روشهای کنترل زیان در معاملات فارکس، تعیین سرمایه در معرض ریسک است. یعنی معاملهگر مشخص کند که حاضر است چه مقدار از سرمایه خود را در یک معامله صرف کند. به این ترتیب، خطر از دست دادن کل سرمایه کاهش پیدا میکند.
شروع معاملات واقعی نیازمند رسیدن به درک کامل از عملکرد بازار ارز خارجی(Forex) است. علاوه بر آن، معاملهگر باید توان بررسی جفت ارزهای مختلف و تحلیل و پیشبینی نحوه حرکت آنها را داشته باشد. یکی دیگر از اقدامات لازم پیش از ورود به دنیای معاملات واقعی، راهاندازی حساب آزمایشی(Demo Account) است. معاملهگر با کمک حساب آزمایشی میتواند در یک محیط واقعی و بدون خطر از دست دادن پول واقعی، با نحوه کار بازارهای مالی مختلف آشنا شود و بتواند برنامه و استراتژیهای متناسبی با هر موقعیت تدوین کند.
یکی از مراحل مهم پیش از ورود به معاملات واقعی فارکس، ساختن یک برنامه معاملاتی(Trading Plan) است. در این مرحله، معاملهگر انتخاب میکند که میخواهد معاملات خود را بر اساس چه روشی تحلیل و بررسی کند و چه شرایطی برای ورود و خروج از معامله در نظر بگیرد. با چنین برنامهای، حتی اگر بازار برخلاف انتظارات حرکت کند، معاملهگر میتواند به جای تصمیمهای عجولانه و احساسی، براساس چهارچوبی که از قبل تعیین کرده بود، عمل کند و معاملههای خود را به طور منظم مدیریت کند.
باید توجه داشت که مهمتر از داشتن یک برنامه معاملاتی، توانایی اجرای درست آن است. یعنی معاملهگر نباید با هر تغییر کوتاه مدت بازار، روش خود را تغییر بدهد، بلکه فقط باید تصمیمهای خود را براساس برنامههای از پیش تعیین شده بگیرد. این توانایی نشانگر آمادگی معاملهگر برای مواجه با شرایط واقعی بازار است.
در محتوایی تحت عنوان «۵ دلیل که باید بعد از آموزش بازارهای مالی در لایو ترید شرکت کنید» که در وبسایت سریع آسان با تاکید بر آشنایی بیشتر با مزایای مشاهده و تمرین معاملات در شرایط واقعی بازار، میتواند راهنمای خوبی برای افراد تازهکار باشد.
بعد از یادگیری اصول اولیه، نوبت به تقویت مهارت تحلیل است تا درک عمیقتری از بازار به دست آید. اما نیاز نیست که شخص معاملهگر تمامی روشها را یاد بگیرد، بلکه کافی است تا یک روش را از میان روشهای مختلف انتخاب کند و براساس همان اهداف و شرایط معامله را پیش ببرد.
در این مرحله، آشنایی با استراتژی معاملاتی و نحوه انتخاب یک سیستم مناسب میتواند به معاملهگر کمک کند تا روش مشخصی برای تحلیل و تصمیمگیری داشته باشد.
اما همچنان نمیتوان گفت این پایان راه آموزش فارکس است، معاملهگر باید دانش خود را برحسب تجربیات، مطالعه، تحلیل و آشنایی با شرایط و ابزارهای جدید توسعه بدهد.
آموزش فارکس از صفر مسیری پله پله است که از شناخت مفاهیم شروع میشود و از مراحل یادگیری روشهای تحلیل، مدیریت ریسک و ساخت برنامه معاملاتی عبور میکند. در طول مسیر، معاملهگر همچنان میتواند با دیدن آموزشهای بیشتر، بررسی مداوم بازار، ارزیابی عملکرد و توسعه استراتژی خود مهارت معاملهگری را افزایش بدهد. به این ترتیب، ورود به بازار فارکس بر پایه شناخت و برنامهریزی میشود.
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به «آکادمی فارکس ایرانیان» میباشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
به نظرم درباره لوریج باید هشدار پررنگتری داده شود؛ چون تازهکارها ممکن است تصور کنند اهرم بالا یعنی فرصت بیشتر برای سودآوری.
درست است؛ اهرم بیشتر در واقع اندازه موقعیت و حساسیت حساب به نوسانات را افزایش میدهد و بدون مدیریت ریسک میتواند زیان را هم بسیار سریعتر کند.