فلسفه تغییر قیمت در بازارهای مالی

وقتی به بازارها نگاه میکنیم شاید این تصور به وجود بیاید که قیمتها معمولا افسار گسیخته تغییر می کنند و هیچ نظم و رابطه منطقی بر آنها حاکم نیست. از این رو لازم است بدانیم که چه میشود که قیمتها تغییر می کنند. تغییر قیمت از منطق پیروی دارد یا اینکه احساسی است؟

دو عامل بر تغییرات قیمت تاثیر گذار هستند:

  1. ارزش ذاتی
  2. عرضه و تقاضا

ارزش ذاتی

معمولا در بازارهای مالی ارزشها به چهار دسته تقسیم می شوند

ارزش اسمی: این ارزش بهای اولیه کالا یا دارایی را شامل می شود. مثلا یک شرکت در زمان تاسیس مبلغ هر سهم را ۱۰۰۰ ریال ثبت می کند که قیمت اسمی سهم نامیده می شود

ارزش دفتری: این ارزش گزاری بر اساس محاسبات بدست می آید. مثلا میگوند این تجارت دارای X ریال دارایی و Y ریال بدهی است. حاصل تفاضل این دو ارزش دفتری این تجارت را مشخص می کند.

ارزش بازار: ارزش بازار همان قیمت آنی بازار است که حاصل تجمیع نظر فعالان آن بازار است. ارزش بازار همان قیمتی است که معاملات بازار با آن انجام می شود.

ارزش ذاتی: ارزش ذاتی قیمتی است که واقعا کالا، خدمت یا دارایی مورد بررسی ارزش دارد. مثلا فرض کنید یک تاکسی پژو در بازار ارزش مشخصی دارد ولی وقتی آن تاکسی در خط فرودگاه کار کند ارزش ذاتی بالاتری نسبت به دیگر تاکسیها دارد چرا که درآمد بهتری دارد.

عرضه و تقاضا به همراه دید معامله گران نسبت به ارزش ذاتی، قیمت یا ارزش بازار را ایجاد می کنند. زمانی که عرضه افزایش یابد بازار بکام خریداران خواهد بود چرا که فروشندگان برای فروش باید با هم رقابت کنند. رقابت فروشندگان منجر به افت قیمت می شود. فروشندگان نیز در زمان افزایش تقاضا میتوانند سود برده و تعیین کننده قیمتها باشند. فرض کنید شما تنها خریدار سیب در یک منطقه هستید و میزان خرید شما نیمی از میزان تولید سیب آن منطقه باشد. فروشندگان سیب برای اینکه جزء نفراتی باشند که موفق به فروش شده اند باید در رقابتی با بقیه قیمت را پایین بیاورند. شما هم بالاجبار باید با پایین آوردن قیمت سعی در رقابت فروش داشته باشید. این موضوع به قیمت جهتی نزولی خواهد داد. ولی اگر خریداران نیازی بیشتر از کل سیب تولیدی داشتن، مجبور بودند با افزایش قیمت در رقابت خرید سیب شرکت کنند.

عوامل بسیاری می توانند بر عرضه و تقاضا تاثیر گزار باشند. ولی ریشه اصلی همه عوامل اطلاعات است. بخش قابل توجهی از اطلاعات در قالب اخبار به گوش ما می رسند. برداشت ما از اخبار می تواند بسیار متفاوت از دیگران باشد. این عامل منجر به تصمیم گیریهای روانی در بازار می شود. مثلا فرض کنید اخبار افزایش قیمت بنزین را می شنوید. با این خبر شما به تکاپو خواهید بود تا از ضررهای احتمالی تحت تاثیر این خبر جلو گیری کنید. یا شاید به دنبال یک فرصت برای بهره بردن از این خبر باشید. ولی نتیجه گیری شما از این خبرچیست؟ با گران شدن بنزین خودرو گران میشود یا ارزان؟ الان باید اتومبیل بخریم یا بفرشیم؟

می توان حدس زد که هرکدام از شما پاسخ و استدلالی در این مورد دارید که شاید مشابه نظر بقیه نباشد. شما به واسطه تحلیل خود از اخبار، واکنشی در بازار نشان می دهید. این واکنش دو جهت می تواند داشته باشد، خرید یا فروش. پس با اینکه نظرات متفاوت باعث شکل گیری تصمیمات احساسی و روانی می شوند، عکس العملها نظم دارند و در قالب خرید یا فروش قرار میگیرند. خیابان محل زندگی خود را تجسم کنید. هنگام صبح که ساکنین خیابان قصد خروج از منازل خود را دارند هر کدام به مقصدی خاص فکر میکنند. ممکن است هیچ تشابهی بین مقاصد ساکنین وجود نداشته باشد ولی هنگامی که وارد خیابان می شوند حق انتخاب فقط دو مسیر را دارند. مسیر رفت یا مسیر برگشت. این است که بازار در حین بی نظمی دارای نظم می گردد.

اینجا نقش اطلاعات بهتر مشخص می شود. می تواند خبر به نحوی منتشر شود تا واکنش عموم به سمت خاصی باشد. پس اعتبار اخبار اهمیت پیدا می کند. معمولا رسانه ها در اختیار قدرتهای اقتصادی است تا بهترین بهره از اخبار را ببرند. با انتشار اخبار مد نظر در زمان مناسب، موجهایی از تقاضا یا عرضه در بازارها ایجاد می شود. و این موجها باعث تغییر جهت قیمت می شوند.

حرکت قیمت نتیجه برداشت فعالان بازار از ارزش است. ارزش واقعی تحت تاثیر عوامل مختلف قابل بررسی است، اما چیزی که مهتر از ارزش واقعی است دید فعالان بازار از ارزش است. ممکن است ارزش ذاتی کالایی بیشتر از قیمت بازار آن کالا باشد، پس می توان گفت این کالا ارزنده است و باید آنرا خرید. ولی آیا به صرف اینکه قیمت بازار زیر ارزش ذاتی است می تواند ارزنده باشد؟ پاسخ سوال منفی است. چرا که برداشت ما از ارزش ذاتی به تنهایی دلیل به ارزنده بودن کالا نیست. حتی اگر ما بخوبی ارزش ذاتی را محاسبه کرده باشیم. آنچه که مهم است برداشت بازار از ارزش ذاتی است. اینجا است که نقش بزرگان بازار تعیین کننده است. بزرگ بازار سرمایه کلانی است که می تواند با برداشت خود نسبت به ارزش، جهت بازار را مشخص کند. بزرگ بازار می تواند از کسانی که رانت دارند تشکیل شود. یا از کسانی که پول زیادی در اختیار دارند. حتی بزرگ بازار می تواند مجموع آماتورهایی باشد که به اتفاق برداشت مشترکی از جهت بازار دارند.

چند سال قبل، زمان تدریس این مبحث ، با داستان یکی از دانشجویانم روبرو شدم که موضوع برداشت از ارزش را بخوبی نشان می دهد. گروهی خانوادگی در شهرستان در منطقه ای در حاشیه شهر سرمایه گذاری و اقدام به خرید زمین، با کاربری مسکونی می کنند. بعد گذشت چند سال قیمت این زمینها از متری ۲۰۰ هزار تومان به ۴۰۰ هزار تومان می رسد. روزی شخصی از تهران به یکی از مالکان زمین مراجعه می کند و خود را خریدار زمین معرفی می کند. مالک زمین قیمت متری ۵۰۰ هزار تومان را اعلام می کند. خریدار با قیمت موافقت میکند. فروشنده با این تصور که ارزش واقعی زمین کمتر است اقدام به فروش می نماید. پس از انجام معامله خریدار می گوید اگر از ملکان کس دیگری تمایل به فروش داشت من خریداری نمایم. این موضوع بین مالکان پخش می شود که می توان به شخصی نا آگاه زمینهایمان را بیشتر از قیمت بازار بفروشیم. پس تعداد زیادی از مالکان زمین خود را می فروشند. در زمان کوتاهی موجی از تورم به راه می افتد. متقاضی برای زمین مسکونی بوجود می آید ولی مالک جدید تمایلی برای فروش نشان نمیدهد. قیمت زمینها در زمان کوتاهی به متر ۲/۱ میلیون تومان می رسد. مالک جدید در این قیمت اقدام به فروش می نماید. برخی از مالکین قبلی مجددا با قیمت ۱/۱ میلیون اقدام به خرید زمینهای قبلی خود می نمایند. آنها تصور داشتند زیر ارزش ذاتی خرید کرده اند پس معامله خوبی انجام شده است. پس از زمان اندکی با کاهش تقاضا و افت هیجان در بازار، قیمت زمینها به متری ۷۰۰ هزار تومان بر می گردد. این موضوع چرا باعث ضرر بسیار مالکین بومی زمینها می شود؟ آنها با منطقه آشنا بودند و ارزش ذاتی زمینها را نیز می دانستند. پس چرا زیان کردند؟ جواب سوال این است. مهم نیست آنها نسبت به ارزش واقعی چه دیدی داشتند، مهم آن است که مالک تهرانی با سرمایه زیاد دیدی متفاوت نسبت به ارزش داشته است. دید سرمایه دار قویتر باعث جهت گیری قیمت به سمت دلخواه می شود. زمانی که فروشندگان بومی فروشنده بودن تصور خریدار از ارزش متری ۷۰۰ هزار تومان بوده، پس متر ۵۰۰ هزار تومان قیمتی مناسب بوده است. در زمان فروش نیز ارزش ذاتی متری ۹۰۰ هزار تومان بوده است پس ۱/۱ میلیون قیمتی ایده ال برای فروش است.

از مثال فوق می فهمیم که تنها برداشت سرمایه بزرگ از بازار مهم است. یک تحلیل گر حرفه ای باید به دنبال جهت برداشت بزرگان بازار از ارزش باشد. این نکته بسیار اهمیت دارد که هیچ کس قویتر از بازار نیست. این موضوع یعنی اینکه برای موفقیت باید در جهت بازار معامله کنیم.

قیمت همیشه دنبال رو ارزش است. عرضه و تقاضا با تاثیرهای موقتی از ارزش ذاتی فاصله می گیرند و پس از محو شدن اثر آنها، قیمت بازار مجددا به ارزش ذاتی باز خواهد گشت. اینگونه تصور کنید که ارزش ذاتی مانند فنری در حالت تعادل است. اگر به این فنر فشار آورده یا آن را بکشیم، پس از رها کردن آن به حالت تعادل خود باز خواهد گشت. اخبار و اطلاعات هم با ایجاد هیجانات منجر به ایجاد عرضه یا تقاضا شده و باعث فاصله گرفتن قیمت بازار از ارزش داتی می شوند. ولی با از بین رفتن تاثیر خبر مجددا شاهد برگشت قیمت به ارزش ذاتی خواهیم بود.

Post Your Comment Here

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *